.::دانلود فايل::. .::دانلود فايل::.

 اساس نامه شوراي بررسي متون و كتب علوم انساني

 

مقدمه‏

 مراكز علمى - اعم از آموزشى و پژوهشى - هر كشورى در تعيين سرنوشت و مقدرات جزيى و كلى آن جامعه - در ابعاد و زمينه‏هاى مختلف - نقشى محورى و بنيانى دارند، زيرا     چنين نهادهايى، تبلور عينى و تجلى بارز قوه ناطقه و نفس عاقله انسان مى‏باشند. و همين استعداد نطق است، كه وجه تمايز او از ساير حيوانات مى‏باشد. البته در محدوديت اين    قوه، جهت نيل انسان به كمال مطلق و لايتناهى و نياز به وحى براى تكميل و هدايت آن، بحثى نيست، چون كژى و راستى‏هاى فكرى - تفكر فلسفى و تجربى - بشر در طول تاريخ       از طرفى و نزول وحى - از حضرت آدم تا خاتم - و حفاظت از آن توسط ائمه - از طرف خدا از سوى ديگر، اين مطلب را تصديق مى‏كند؛ و نتيجه منطقى اذعان به محدوديت عقل        انسان، اذعان به لزوم وحى الهى مى‏باشد.

 محدوديت استعداد عقلانى انسان در شناخت ذات كل هستى و اجزاى آن از يكسو و امكان اتصال يا عدم اتصال اين محدود در حالت فعليت به عالم نامحدود و مطلق الهى يعنى     وحى و كلام منزل از طرف ديگر، باعث بروز نقش دوگانه مثبت و منفى يا انسانى و غيرانسانى اين مراكز مى‏گردد. تاريخ علم، گوياى ايفاى اين دو گونه نقش از سوى مراكز علمى          در جوامع گوناگون مى‏باشد.

 آنچه در اين ميان حائز اهميت است، ملاك و معيار ارزيابى نقش انسانى يا غيرانسانى مراكز مزبور يعنى سعادت يا شقاوت خواهد بود. آنچه سعادت و شقاوت جامعه‏اى را رقم     مى‏زند، بود يا نبود فن و تكنيك و ابزار نيست، بلكه بعد يا قرب و تحقق يا عدم تحقق اهداف انسانى و الهى مى‏باشد، و نقش ابزار، خدمت به اهداف بوده كه انسان در جهت           نيل به مقصود، آنها را به كار مى‏گيرد.

 كم و بيش ابزار، در تأخير و تعجيل تحقق اهداف تأثير مى‏گذارد، در حالى كه صحت و سقم اهداف، به انسانى يا ضدانسانى شدن حيات فردى و جمعى انسانها منجر مى‏گردد.         در اينجاست كه معرفت و شناخت ابعاد وجودى انسان، اهداف او و جايگاه او در كل هستى، در اين ارزيابى مدخيلت مى‏يابد، و كيفيت، جهت، سمت و ميزان اين معرفت در          تعيين معيارهاى ارزيابى اثر مى‏گذارد. و بر حسب ميزان شناخت، از سعادت و شقاوت، تعابير مختلفى مى‏شود.

 با عنايت به گروههاى علمى موجود در مراكز علمى كه عبارت از علوم انسانى، فنى، پزشكى و پايه مى‏باشد؛ بايد گفت كه علوم انسانى و پايه هر كدام به ترتيب به جوهر                    و كنه انسان و طبيعت و معقولات تجريدى آنها مى‏پردازد. و علوم پزشكى و فنى با محسوسات، عوارض و ظواهر اين دو، سروكار دارد. هر دو عنصر، مكمل يكديگردر                    شناخت انسان و طبيعت مى‏باشند. معهذا، علوم انسانى كه جوهر انسانى را مورد مطالعه قرار مى‏دهد، از جايگاه ويژه‏اى در جهت دهى جامعه برخوردار است.

 در نتيجه، مى‏توان گفت كه علوم انسانى در هر جامعه‏اى، تعيين كننده سعادت و شقاوت آن جامعه مى‏باشد. و مراكز آموزشى و تحقيقى علوم انسانى هستند كه اين يا آن مسير،     را رقم مى‏زنند. مراكزى كه در اين ميان نقشى كليدى دارند، عبارت از مراكز و نهادهاى تحصيلى عالى يعنى دانشگاه و حوزه مى‏باشد.

 مراكز حوزوى، عهده‏دار تبيين و تشريح اهداف و رفتار فردى - جمعى و دنيوى - اخروى انسان، با استناد به كتاب و سنت مى‏باشند؛ و مراكز دانشگاهى، اين مهم را بر حسب         علوم عقلى و تجربى انجام مى‏دهند. به هر حال، اين دو بى‏نياز از يكديگر نبوده و براى تحقق جامعه كمال مطلوب، بايستى دوشادوش يكديگر به تحقيق و تعليم بپردازند، هر گونه     قصور  و تقصيرى از ناحيه اين دو در زمينه تحقيق، تدوين وتدريس، باعث انحراف و مشكلات عديده اجتماعى خواهد شد.

 حال اگر با توجه به موارد مذكور، به دانشگاه نظر افكنده و مسايل و مشكلات سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و اخلاقى جامعه نيز از نظر گذرانده شود، بايد گفت كه        بخش اعظم مشكلات جامعه، ناشى از نواقص و انحرافات موجود در دانشگاهها مى‏باشد و با عنايت به نقش محورى علوم انسانى در بين ساير گروههاى علمىِ دانشگاهى،         لزوم ارزيابى و بازبينى و بازنگرى علوم انسانى، روشن مى‏گردد. زيرا مشخص شد كه دانشگاهها داراى نقش حساس، از دو بعد مثبت و منفى در جامعه هستند، و از طرف ديگر،    علوم انسانى در ايفاى اين يا آن، نقش محورى دارد.

 ارزيابى وضعيت علوم انسانى مى‏تواند از ابعاد گوناگون، از جمله بررسى وضعيت اساتيد، دانشجويان و ... صورت پذيرد؛ اما با عنايت به اين نكته كه زيربناى هر رشته‏اى، منابع و       مآخذ درسى آن رشته است؛ و اين منابع و متون، نمودهاى بارز طرز تفكر، ميزان معرفت و سمت‏گيرى استاد از يكسو و شكل‏دهنده فكر و رفتار دانشجو از طرف ديگر مى‏باشد؛           لذا بررسى متون درسى رشته‏هاى علوم انسانى، طبيعى‏ترين، منطقى‏ترين و بارزترين شيوه نقد و بررسى و ارزيابى وضعيت علوم انسانى است كه در پرتو آن، مطالعه وضعيت        استاد، دانشجو، دانشگاه و جامعه نيز ميسور مى‏گردد.

 

  

اهداف

 با عنايت به نقشى كه علوم انسانى، از جوانب مثبت و منفى در جهت اعتلاء و انحطاط فرهنگى جوامع ايفاء مى‏نمايد، ضرورت دارد كه جامعه و گردانندگان امور اجتماع، بر          مضمون و محتواى رشته‏هاى علوم انسانى وقوف داشته باشند. طبيعى است كه براى آگاهى از وضعيت فرهنگى كشور بايد به منابع، كتب و متون آموزشى و درسى رشته‏هاى       علوم انسانى، بويژه در سطوح دانشگاهى مراجعه شود، تا از اين ديدگاه به شناخت فرهنگ كشور نايل گردند؛ و با معرفت به مآخذ و سرچشمه‏هاى فرهنگ آموزشى و تعليمى     كشور به پيامدهاى فرهنگى آن در جامعه پى ببرند. به بيان ديگر، با شناخت فرهنگ آموزشی و تعلیمی کشور به پیامدهای عملی آن درسطح کلان جامعه که ازاین فرهنگ       آموزشی متاثراست، آگاه شوند.

 البته، تكيه بر نقش حياتى علوم انسانى، به معناى انكار تأثير ساير گروهها و رشته‏هاى مربوطه آنها، در فراز و نشيب‏هاى فرهنگى كشور نيست. بلكه صرفا بيان نقش محورى گروه     علوم انسانى نسبت به ساير گروههاى آموزشى و پژوهشى مى‏باشد. به گونه‏اى كه مى‏توان گفت: منابع، كتب و متون درسىِ دروس رشته‏هاى علوم انسانى در دانشگاهها،         به عنوان آيينه تمام‏نماى وضعيت علوم انسانى و حتى وضعيت دانشگاه به طور كلى قلمداد مى‏شود.

 هدف كلى اين شورا، نقد و بررسى متون و كتب رشته‏هاى علوم انسانى است، تا از نكات مثبت و منفى آنها مطلع شده و در بهبود امتيازات و رفع نواقص و ايرادات موجود در آن         متون بكوشد، واز اين طريق براى بهبود كمى - كيفى و علمى - ارزشى منابع درسى علوم انسانى اقدام نمايد. در اين مسير، كتب نمونه موجود در دروس رشته‏ها را تشويق و        ترويج مى‏نمايد و الگوهايى را براى تدوين كتب به منظور رفع خلاء موجود در دروس رشته‏ها، به فراخور هدف و جايگاه آن درس در بدنه رشته مربوطه، ارائه مى‏نمايد.

 به اختصار، هدف شوراى مزبور، دورى از نقص داده‏ها، تحريف وقايع و حقايق، تشتت افكار، مهجورى و لوث ارزشها و در نتيجه اتلاف اوقات وامكانات مادى و معنوى از يك سو، و نزديكى     به شناخت كامل، تفسير واقعى و حقيقى، هدايت و تبلور انديشه‏ها، احياى ارزشهاى انسانى - اسلامى - انقلابى و در نتيجه استفاده احسن از فرصتها و توانها از ديگر سو،    مى‏باشد. نتيجه مدنظر نيز عبارت از شكوفايى علمى و تجلى ارزشها و تحقق اصول و آرمانها، به صورت توأمان است، تا تزكيه و تعليم و تخصص و تعهد، در تعامل و پيوند و نه در        تقابل و افتراق قرار گيرند. زيرا هر كدام بدون ديگرى، كارآيى مطلوب را نخواهد داشت. و واضح است كه اگر فقدان علم و تخصص، باعث تأخير در نيل به مقصد و كندى حركت       مى‏شود. فقدان تعهد و تزكيه و ارزش و اصول، منجر به هلاكت و نابودى گشته و فاجعه‏بار خواهد بود؛ و تقابل آن دو نيز فراموشى علم و ارزش را به دنبال دارد.

 

  

كليات‏

 در راستاى اهداف مقرر، شوراى بررسى متون و كتب علوم انسانى، مسئوليت نقد و بررسى كليه منابع رشته‏هاى علوم انسانى را پذيرا مى‏باشد.

 اما گستردگى حيطه گروه علوم انسانى و رشته‏هاى مربوطه آن، ايجاب مى‏نمايد كه در ابتدا حوزه بررسى و ارزيابى، به تعدادى از رشته‏هاى علوم انسانى كه واجد نقش     برجسته‏ترى نسبت به ساير رشته‏هاى علوم انسانى در جهت‏دهى فرهنگ كشور مى‏باشند، محدود گردد.

 لذا در اين مرحله، با عنايت به معيار مذكور، برخى از رشته‏ها در اولويت قرار گرفته و متون درسى آنها مورد ارزيابى قرار مى‏گيرد. مطالعه، نقد و بررسى، به عهده گروههاى     كارشناسى خواهد بود كه به ازاى هر رشته، گروهى تخصصى تشكيل خواهد شد. و در نهايت به ارزيابى در هيأت ارزيابى و تصميم‏گيرى در شوراى بررسى، منجر مى‏گردد.

 مواد و تبصره‏هايى كه به دنبال مى‏آيد، به شرح اركان، شرايط، وظائف و جلسات شوراى بررسى اختصاص يافته است.

 

 

 فصل اول: نام و اركان‏

 ماده 1- نام: شوراى بررسى متون و كتب علوم انسانى‏

 ماده 2- اركان: اركان شوراى مذكور در ماده 1، عبارتند از:

    1- شورا؛

    2- هيأت ارزيابى؛

    3- گروههاى تخصصى نقد و بررسى.

 

 

 فصل دوم: شورا

 ماده 3- شورا متشكل از اعضاى زير خواهد بود:

    1- حجةالاسلام والمسلمين على‏اكبر صادقى‏رشاد؛

    2- حجةالاسلام والمسلمين مهدى هادوى تهرانى؛

    3- حجةالاسلام والمسلمين رجبى؛

    4- حجةالاسلام والمسلمين دكتر احمد احمدى؛

    5- حجةالاسلام والمسلمين دكتر على شيخ‏الاسلامى؛

    6- دكتر صادق آئينه‏وند؛

    7- دكتر على‏اكبر حسينى؛

    8- دكتر مهدى گلشنى.

 تبصره: اعضاى شورا، به پيشنهاد رئيس پژوهشگاه علوم انسانى و حكم وزير فرهنگ و آموزش عالى انتصاب مى‏گردند.

 ماده 4- وظايف شورا به شرح ذيل است:

    1- انتصاب رؤساى گروههاى تخصصى به پيشنهاد رياست شورا؛

    2- نظارت بر اجراى اهداف و روند كار؛

    3- اتخاذ تصميم نهايى درباره مصوبات هيأت ارزيابى؛

    4- ابلاغ تصميمات به مراجع و اشخاص ذيصلاح جهت اقدام مقتضى؛

 ماده 5- جلسات شورا، بر اساس نظامنامه داخلى منعقد مى‏گردد.

 تبصره 1: رياست پژوهشگاه علوم انسانى، سمت رياست شورا را بر عهده دارد.

 تبصره 2: محل برگزارى جلسات، پژوهشگاه علوم انسانى مى‏باشد.

 

  

فصل سوم: هيأت ارزيابى‏

 ماده 6- هيأت ارزيابى شوراى مزبور، متشكل از اعضاى شورا و رؤساى گروههاى تخصصى مى‏باشد.

 تبصره 1: تعداد اعضاى شورا در هيأت ارزيابى، توسط شورا معين مى‏گردد.

 تبصره 2:تعداد رؤساى گروههاى تخصصى، متناسب با متون مورد ارزيابى است.

 تبصره 3: در صورت ضرورت، به پيشنهاد هيأت و تصويب شورا، اشخاصى به عنوان ناظر در جلسات هيأت ارزيابى شركت خواهند نمود.

 ماده 7- وظايف هيأت ارزيابى بدين قرار است:

    1- انتخاب اعضاى گروههاى تخصصى به پيشنهاد رئيس هر گروه؛

    2- ارزيابى مطالعات انجام شده در گروههاى تخصصى؛

    3- تصميم‏گيرى در مورد متون مورد ارزيابى.

 ماده 8- جلسات هيأت ارزيابى، دو هفته يكبار تشكيل خواهد شد.

 تبصره: محل برگزارى جلسات، پژوهشگاه علوم انسانى مى‏باشد.

 

  

فصل چهارم: گروههاى تخصصى نقد و بررسى‏

 ماده 9- گروههاى تخصصى شوراى بررسى بر حسب رشته‏هاى علوم انسانى عبارتند از:

 گروه تخصصى ادبيات، اقتصاد، الهيات، تاريخ، حقوق، روانشناسى، علوم اجتماعى، علوم تربيتى، علوم سياسى، فلسفه، مديريت.

 ماده 10- شرايط اعضاى گروههاى تخصصى بدين ترتيب است:

    1- استاد دانشگاه و حوزه بر حسب سنخيت و شأنيت دروس رشته‏ها؛

    2- محقق و مؤلف متون و كتب علوم انسانى؛

    3- مترجم متون درسى رشته‏هاى علوم انسانى.

 تبصره 1: رؤساى گروهها حداقل به مدت يكسال انتصاب مى‏شوند؛ تمديد مدت مذكور بلامانع است.

 تبصره 2: تعداد اعضاى گروهها متناسب با حجم متون درسى رشته مربوطه هر گروه مى‏باشد. حداقل اعضاء، پنج نفر و افزايش تعداد به پيشنهاد رئيس گروه و تصويب هيأت                 ارزيابى صورت مى‏گيرد.

 ماده 11- وظايف گروههاى تخصصى به شرح زير مى‏باشد:

    1- مطالعه و نقد و بررسى متون درسى رشته‏هاى علوم انسانى؛

    2- ارائه پيشنهاد جهت رفع نواقص موجود در متون و كتب.

 تبصره 1: متون نيازمند نقد و بررسى كه در دسترس گروهها نيست، با درخواست گروه مربوطه و از طريق ارتباط با مراكز و موسساتى كه آن منابع را تدريس يا نشر مى‏دهند،       تهيه خواهد شد.

 تبصره 2: مراكز و مؤسسات انتشاراتى، آموزشى و پژوهشى كه در اين زمينه بايستى با شورا همكارى كنند عبارتند از:

    الف - وزارتخانه‏هاى ذيربط؛

    ب - دانشگاهها، مراكز انتشاراتى، مراكز تحقيقاتى، و ....

 ماده 12- جلسات گروههاى تخصصى، هر هفته يكبار برگزار مى‏شود.

 تبصره 1: محل برگزارى جلسات، پژوهشگاه علوم انسانى است.

 تبصره 2: در صورت ضرورت، جلسات مشتركى توسط گروهها، براى بررسى متون مشترك رشته‏ها يا متون چند بعدى در رشته‏هاى مختلف، برقرار خواهد شد. تشكيل چنين     جلساتى به پيشنهاد هيأت ارزيابى و تصويب شورا مى‏باشد.

 

 

 فصل پنجم: نقد و بررسى و ارزيابى متون‏

 ماده 13- متون مورد نقد و بررسى به انواع زير تقسيم مى‏گردد:

    1- كتاب؛

    2- جزوه؛

    3- مقاله؛

    4- پايان‏نامه.

 تبصره: انتخاب هر يك از اين انواع، بستگى به اين دارد كه در دانشگاههاى كشور، چه نوع متنى مبناى درس قرار گرفته و معرفى شده است و عملا منبع درسى مى‏باشد.

 ماده 14- سير بررسى متون، مراحل زير را در بر مى‏گيرد:

 1- تهيه فهرست جامع از متون و كتب درسى كه بعنوان متون اصلى و فرعى از سوى اساتيد دروس به دانشجو معرفى مى‏شود؛

 تبصره 1: هر گروه تخصصى، موظف به تهيه فهرست جامع از منابع درسى رشته مربوطه مى‏باشد. يك نسخه از آن در گروه و نسخه ديگر در شورا خواهد بود.

 تبصره 2: سرفصلهاى مصوب دروس نيز مطابق تبصره 1 تهيه مى‏گردد. شوراى عالى برنامه‏ريزى  وزارت آموزش عالى در اين زمينه مساعدت خواهد نمود.

 2- اولويت‏بندى متون براى نقد و بررسى؛

 3- گردآورى نقد و بررسى‏هايى كه به صورت معرفى، نقد يا چكيده درباره متن مورد بررسى انتشار يافته است؛

 4- نقد و بررسى اوليه در گروه مربوطه؛

 5- نقد و بررسى در جلسه مشترك گروهها در صورت ضرورت، چنانكه در تبصره 2 ماده 12 آمده است؛

 6- ارزيابى نهايى در هيأت ارزيابى و ارائه پيشنهادها؛

 7- جمع‏بندى پيشنهادها و تصميم‏گيرى در مورد رفع ايرادات متون توسط شورا؛

 8- ابلاغ تصميم متخذه به نهاد يا شخص مربوطه براى اجراى تصميمات.

 ماده 15- شيوه‏هاى نقد و بررسى متون به دو گونه قابل تقسيم است:

 1- بررسى شكلى، كه مقدمه ورود به بررسى محتوا مى‏باشد؛

 2- بررسى متحتوايى، كه فحوا و مضمون متون به محك نقد و ارزيابى زده مى‏شود.

 ماده 16- در نقد و بررسى شكلى متون، به موارد زير عطف توجه مى‏شود:

 1- شناسنامه كامل متن مزبور؛

 2- موارد كاربرد آن؛

 3- كيفيت مآخذ و مستندات آن؛

 4- شناسايى متون مشابه (كلى يا جزيى) باآن؛

 5- بر شمردن نكات مثبت و منفى متن مورد بررسى.

 تبصره: موارد مذكور، بطور مبسوط، در پيوست، تحت عنوان، "راهنماى بررسى شكلى متون" آمده است.

 ماده 17- در بررسى محتوايى متون، نكات مهمى بايد مورد توجه قرار گيرد از جمله:

 1- اهداف، مفروضات، سؤالات، فرضيات، نتايج و راهبردهاى متن مورد مطالعه؛

 2- ارزيابى اتقان علمى متن مزبور از حيث عدم تناقض منطقى، احاطه به موضوع متن، دسترسى به منابع و عدم نقص، شموليت وقايع و حقايق مربوطه، ميزان آگاهى‏دهى          صحيح به دانشجو، و ...؛

 3- ارزيابى ارزشى آن از جنبه رعايت ارزشها، مطابقت با اصول انسانى، اسلامى و انقلابى كشور، عدم تحريف حقايق، ميزان تأثير بر جهت‏گيرى ارزشى دانشجو، و ... .

 تبصره: موارد ياد شده، به صورت مشروح، تحت عنوان "راهنماى بررسى محتوايى متون" به پيوست مى‏باشد.

 اين اساسنامه، شامل مقدمه، اهداف، پنج فصل، 17 ماده، 18 تبصره، و 47 بند مى‏باشد.

 

 

 

  پيوست

                                                                 راهنماى بررسى شكلى متون‏

 

 هر چند هدف اصلى شوراى بررسى متون و كتب علوم انسانى، نقد و بررسى محتوايى متون مى‏باشد، ولى بررسى شكلى متون، مقدمه‏اى لازم است. با علم به اين ضرورت،           در بررسى شكلى متون، موارد زير مدنظر قرار مى‏گيرد.

 

 1- مشخصات كامل متن مورد مطالعه‏

 الف - نوع متن‏

 كتاب        جزوه    مقاله     پايان‏نامه     ساير موارد

 ب - شناسنامه متن‏

 نام منبع  ........................      نويسنده  .........................       مترجم ..............................

 نوبت چاپ ....................     محل چاپ  ..............................       ناشر ........................

 سال  ..................      قطع و اندازه ........................     تعداد صفحات .....................

 قيمت  ...........................

 (در صورتى كه متن مزبور جزوه، مقاله، پايان‏نامه و ... باشد به شناسنامه آنها بر اساس سبك خاص معرفى آنها اشاره مى‏گردد. مثلا در مورد مقاله به نام مجله، شماره، تاريخ،         و در مورد جزوه و پايان‏نامه به دانشكده مربوطه و ... توجه مى‏شود.)

 ج در صورتى كه چاپ دوم به بعد است، آيا با تجديدنظر يا بدون تجديدنظر مى‏باشد؟

 

 

 د در صورت تجديدنظر، ابعاد و موارد تجديدنظر كدامند؟

 2- موارد كاربرد متن‏

 الف - متن اصلى يا فرعىِ چه درسى است؟

 

 

 ب در چه رشته‏هايى تدريس مى‏گردد؟

 

 

 

 ج در چه دانشكده‏هايى (با قيد اسم دانشگاه) تدريس مى‏شود؟

 

 

 

 3- آيا متونى مشابه متن مورد بررسى، از جنبه‏هاى اسمى و محتوايى، جزيى و كلى و ساير جنبه‏ها وجود دارد؟ در صورت وجود، موارد تشابه قيد گردد.

 

 

 

 4- متن مزبور از جهت تطابق با اهداف ارائه درس و در مقايسه با متون مشابه، از چه جايگاهى با عنايت به ملاكهاى زير برخوردار است:

 الف كيفيت تحقيق، تأليف، ترجمه و تلخيص آن؛

 

 ب كيفيت مستندات از نظر تعداد، تنوع و اعتبار علمى و ارزشى؛

 ج جامعيت موضوعات، فهرست‏ها و مطالب با توجه به عنوان درس.

 

 

 5- اشكالات صورى و چگونگى رفع آن بيان شود.

 

    پيوست 2

    راهنماى بررسى محتوايى متون‏

 

 در بررسى محتوايى متون، به مطالب زير بايستى به دقت پاسخ داده شود؛ تا در پرتو اين پاسخها بتوان به شناخت امتيازات و ايرادات آن متن، وقوف يافت و درباره رفع نواقص و       ايرادات و انحرافات آن از حيث علمى و ارزشى، تصميم گرفت.

 1- منظور از تدوين متن مزبور چيست؟

    تدريس      تحقيق    هردو    هيچكدام

 

 2- هماهنگى ميان عنوان متن و محتواى آن از يك طرف، و بين مقدمه و ذى‏المقدمه و خاتمه آن از طرف ديگر، تا چه حدى است؟

 

 

 3- اهداف اصلى و فرعى (تلويحى يا تصريحى) از نوشتن آن متن چيست؟

 

 

 

 4- مفروضات و پيش‏فرضهاى آن كدامند؟

 

 

 5- سؤالات اصلى و فرعى متن كدامند؟

 

 6- فرضيات اصلى و فرعى آن را بنويسيد.

 

 

 7- نتايج آن متن چيست؟

 

 

 

 8- چه پيشنهادها و رهنمودهايى در آن ارائه شده است؟

 

 

 

 9- پيامدهاى علمى و ارزشىِ (در سطح خرد و كلان، در كوتاه‏مدت و بلندمدت) چنين مفروضه، فرضيه، نتيجه و رهنمودى چه خواهد بود؟

 

 

 

 10- با عنايت به ارزشها، و آرمانها و اصول انسانى، اسلامى و انقلابى از يكسو و نيازهاى مختلف جامعه از ديگر سو، متن مزبور چه نقش محرك يا بازدارنده‏اى، در تحقق اصول             و رفع نيازهاى جامعه ايفا مى‏كند؟

 

 

 

 11- ابعاد و ميزان تأثير متن مورد بررسى، بر دانشجويان مقاطع گوناگون تحصيلى، كه درس خويش را با اين متن مى‏گذرانند، چيست؟

 

 

 12- اثرات كلى آن بر اعضاى هيأت علمى و دانشجويان، اقشار و عرصه‏هاى گوناگون جامعه چه مى‏باشد؟

 

 

 13- چه واكنشهايى نسبت به متن مزبور صورت گرفته است؟

 

 - از جانب اعضاى هيأت علمى دانشگاه؛

 - از ناحيه مدرسان و محققان حوزه؛

 - از طرف دانشجويان؛

 - از سوى اقشار اجتماع.

 

 14- موضوع و عنوان متن، از حيث علمى و ارزشى در چه رده‏اى و جبهه‏اى قرار مى‏گيرد؟

 

 

 15- در بعد علمى، به موارد زير پاسخ داده شود:

 - سير بحث و تسلسل مباحث از لحاظ سازگارى و تناقص منطقى، چگونه است؟

 

 - آيا منابع ديگر، مؤيد و مشابه متن مزبور هستند؟

 - منابعى كه در تضاد با اين محتوا هستند يا به نقد آن پرداخته‏اند، كدامند؟

 

 - ميزان دقت، اتقان و اعتبار علمى مباحث آن در بررسى موضوعات، وقايع و حقايق، تا چه حدى است؟

 16- در بعد ارزشى، پاسخ به موارد زير، مدنظر مى‏باشد:

 - با عنايت به ارزشى بودن موضوعات علوم انسانى، شيوه برخورد - صريح يا تلويحى - متن مزبور با ارزشهاى انسانى، اسلامى و انقلابىِ مرتبط با موضوع مورد بررسى چگونه است؟

 

 - چه وقايع و حقايقى در متن، دستخوش تحريف گشته و شيوه‏هاى تحريف كدامند؟

 

 

 - ميزان و نحوه برخورد ضدارزشى و غيرارزشى متن، با موضوعات مورد بحث، مشخص گردد.

 

 

 17- جمع‏بندى امتيازات و ايرادات محتوايى متن.

 

 

 18- بيان اشكالات محتوايى و چگونگى رفع آن.

 



.::پيوندها::. .::خبرنامه::. .::اخبار::. .::ارتباط با ما::. .::صفحه اصلي::.
برای دیدن سایت در بهترین حالت از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کنید  

    








 









     طراحی و مدیریت پایگاه:  محمدرضا وثوقی نیا           
حق انتشار مطالب مندرج در این سایت برای شورای بررسی متون محفوظ است 1389